آخرین بروز رسانی10 شهریور 1389

 

 

 

 


 

  

 
محمد علی رامین
رهبر انقلاب یا امام خامنه ای؟
چاپ ارسال به دوست
کد خبر:6638    تاريخ انتشار:26 تیر 1389 ساعت 17:33    

مقدمه: طبق نص قانون اساسی (مقدمه – اصل دوم بند پنجم – اصل پنجم – اصل پنجاه و هفتم – اصل یکصد و هفتاد و هفتم) و همچنین بر اساس اندیشه و گفتمان امام خمینی (ره) جایگاه ولایت فقیه مقام «امامت امت اسلامی» است تا بعنوان «امام» محور وحدت «امت» در زمان غیبت حضرت حجت (عج) باشد.
بعد از رحلت امام خمینی (ره) خلاف نظر صریح آن بزرگوار و مغایر متن قانون اساسی، لفظ «امام» در شخص امام خمینی (ره) تحدید شد و برای جانشین آن حضرت مقام«امامت ولی فقیه» مسکوت گذاشته شد و عملاً نظام توحیدی «امت – امامت» مورد نظر قانون اساسی و امام خمینی (ره) به نظام «ملت – رهبر» متعارف سیستم های سکولاریستی غرب تنزل یافت.
کسانی که این تغییرات بنیادین را پایه گذاری کردند، بر نتایج خطیر آن غافل نبودند، اما برای تبعیت عموم از خواسته های خویش و تحمیل عوارض ناشی از این خط متفاوت، معمولاً شبهاتی را مطرح می کردند.
در سال 1369 پاسخگویی به این بهانه ها و شبهات انجام گرفت و نخستین بار هفته نامه «کیهان هوایی» به انتشار مقاله مفصل به قلم «محمد علی رامین» در چندین شماره متوالی (بهار 1370) همت گماشت که خلاصه ای از آن مقالات با ویرایش جدید تقدیم می شود.


شبهه اول: لفظ «رهبر» ترجمه فارسی همان کلمه «امام» است و جدال بر سر الفاظ، بی حاصل و غیر ضروری است.

پاسخ: اگر لفظ «رهبر» ترجمه جامع و دقیق کلمه عربی «امام» باشد و جایگاه این دو لفظ در عرف جامعه اسلامی و معارف دینی ما یکسان باشد، بدیهی است که جدال کلامی بر سر دو تعبیر مترادف و همشأن، عملی بیهوده و خلاف عقل است. اگر ما این دو لفظ را از هر جهت یکسان بدانیم، اولین سؤالی که پیش می آید این است که چرا نویسندگان قانون اساسی هر دو تعبیر «امامت» و «رهبری» را در مقدمه و متن اصول قانون اساسی به کار گرفته اند و به همان ترجمه فارسی «امام» یعنی «رهبری» اکتفا نکرده اند؟ مثلاً در بخشی از مقدمه قانون اساسی چنین آمده است:
« بر اساس ولایت امر و امامت مستمر، قانون اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامع الشرایطی که از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته می شود (مجاری الامور بیدالعلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه)، آماده می کند تا ضامن عدم انحراف سازمانهای مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد.» بنابراین اگر کسی بر اساس شرایط و ضوابط قانون اساسی [ اصول یکصد و هفتم و یکصد و نهم] عهده دار مقام رهبری مردم شد، علاوه بر مسئولیت بر امور مسلمانان برای صیانت از اصل «استمرار امامت» به عنوان «امام امت» نیز مطرح است و هرگز کسی که مؤمن و معتقد به مبانی نظام مقدس جمهوری اسلامی است، این موضوع را انکار نخواهد کرد، زیرا پنجمین بند از اصل دوم قانون اساسی چنین می گوید:
«جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایۀ ایمان به امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلامی.» باید توجه داشت که در عرف جامعۀ ما هم نمی توان همواره لفظ «رهبر» را مترادف با لفظ «امام» دانست. مثلاً در فارسی به امام جماعت نمی توان «رهبر نماز جماعت» گفت، بلکه عبارت «پیشنماز» به کار می رود که به معنی پیشوایی و مقتدایی در نماز است و مأمومین باید به تمام حرکات و سکنات امام جماعت اقتدا کنند. البته شاید بتوان در مواردی لغت رهبری را با نقش امامت مترادف دانست. کما اینکه می توان بعضاً از تعابیر دیگری هم نظیر: امیر، ولی امر، حاکم، رئیس، هادی، سید، قائد، زعیم، و امثال آن نیز استفاده کرد.
اگر بخواهیم لفظ «امام» را به «رهبر» ترجمه کنیم. لغت «امت» را که همواره متقارن با «امام» در فرهنگ جامعه و مذهب ما آمده است، به چه لفظی ترجمه خواهیم کرد؟ اصولاً چه نیازی است که ما لفظ مقدس و الهی «امام» را که به معنی ریاست و زعامت عامه در امور دین و دنیای ماست، بخواهیم بر خود و جامعه تحریم کرده و آن را در لفظ فارسی «رهبر»، محصور و محدود کنیم، در حالی که بعضاً از فرهنگ منحط و استعماری غرب، کلماتی نظیر «مرسی» کاملاً پذیرفته شده و بدون دغدغه به کار برده می شود.
برای پرهیز از اطالۀ کلام، توجه خوانندگان گرامی را به مطالعۀ یادداشتها و مباحث ارزشمند کتاب «امامت و رهبری» از استاد شهید مرتضی مطهری جلب کرده و به ذکر این مطلب قناعت می شود که: اگر نویسندگان و تدوین کنندگان قانون اساسی که از بزرگان دین و سیاست در آغاز انقلاب اسلامی بودند، تفاوتی میان تعابیر «رهبر» و «امام» قائل نمی شدند، جدا از کلمۀ «رهبری» در چندین جای قانون اساسی، بر لفظ «امامت» تأکید نمی کردند. الحق که آن بزرگواران و در رأس همه خود حضرت امام خمینی (ره) بر این امر واقف بودند که گاهی یک لغت به صورت مظهر یک اندیشه در آمده و چنان بار تبلیغی با خود به همراه دارد که به تنهایی قادر است در جهت حفظ وحدت و صیانت از ارزشها در مقابل انبوهی از توطئه های دشمنان ایستادگی کرده و خودش محور حق و ملاک تشخیص دوست از دشمن بشود.

شبهه دوم: اصرار بر بکارگیری تعبیر «امام» برای رهبر حاضر، نه صلاح است و نه مشروع و مجاز، زیرا اگر چنین کاری مصلحت و صحیح بود تا به حال بزرگان حاضر در صحنه های دین، فرهنگ، هنر و سیاست از آن دریغ نمی کردند.

پاسخ: ما از ائمۀ هدی (ع) و علمای دین خود یاد گرفته ایم که هیچ ادعایی را بدون اثبات نپذیریم و بدون وجود دلیل عقلی، نقلی و یا قانونی هرگز تحت تأثیر روشها و بهانه های دیگر، موضوعی را قبول یا رد نکنیم. حال باید دید که دلیل شرعی و قانونی این ادعای بزرگ که به کارگیری لفظ «امام» برای شخصیت اول جهان اسلام، رهبر انقلاب و ولی امر مسلمانان خلاف شرع و مصلحت است، چیست؟ در حالی که تعابیری نظیر :«امام موسی صدر»، «امام عبدالله بخاری» و امثال آن، الفاظ رایج در رسانه های ما هستند و حتی به هر پیشنمازی «امام» گفته می شود، آیا می توان به همین سادگی، حکم تحریم و ممنوعیت اصل «امامت امت» را صادر کرد؟ براستی چه مصلحتی بالاتر از رعایت قانون اساسی و پاسداری از آن می توان برای پیروان صدیق امام خمینی (ره) و یاران وفادار به انقلاب اسلامی وجود داشته باشد؟ اصل پنجم قانون اساسی چنین می گوید: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امت بر عهدۀ فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن می گردد.» در اصل یکصد و هفتم آمده: « .... تعیین رهبر به عهدۀ خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری دربارۀ همۀ فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم، بررسی و مشورت می کنند، هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند، او را به رهبری انتخاب می کنند.....» اصل یکصد و نهم نیز شرایط و صفات رهبر را اینگونه شرح می دهد: «1- صلاحیت علمی لازم برای افتا در ابواب مختلف فقه 2- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام 3- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری».
حال با توجه به نظر قانون اساسی که در زمان غیبت امام معصوم (عج) هیچ گاه نباید امت محمد(ص) بدون امام بماند و نیز تأییدات مکرر(2) امام خمینی(ره) که امام خامنه ای را «بهترین فرد برای رهبری نظام اسلامی» می دانستند و نیز تشخیص اکثریت قاطع خبرگان امت در شایستگی و معرفی معظم له به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران و همچنین با التفات به مقدمۀ قانون اساسی که رهبر شناخته شدۀ مردم را برای استمرار «امامت» به عنوام امام می شناسد، اگر امام خامنه ای (حفظه الله) را «امام امت» نخوانیم، پس در حال حاضر امام امت محمد(ص) کیست؟
هر کسی که رغبتی به دانستن و فرصتی برای مطالعۀ قانون اساسی داشته و با واقعیات زمان و نیاز مسلمانان آشنا باشد، در می یابد که بعد از رحلت امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه) ، امام امت ما کسی جز امام خامنه ای (روحی فداه) نیست. این که چرا بزرگان ما هنوز به کارگیری تعبیر «امام خامنه ای» را به طور علنی و عام استعمال نکرده اند، بحث گسترده ای است که از حوصلۀ این مقاله و از توان این قلم خارج است، ولی ذکر چند مطلب دربارۀ آن مفید به نظر می آید:
1- در ابتدای امر، رحلت جانسوز امام کبیر امت، آن چنان عالم و عامی را غرق در ماتم کرده بود که کسی جز به از دست دادن خمینی عزیز (ره) فکر نمی کرد و عشق الهی مؤمنان به آن عبد صالح پروردگار، حتی روح بسیاری را از ابدان خاکی جدا کرد و دیگر فراغتی برای اندیشه ها باقی نگذاشت. انصافاً در آن روزهای پر سوز و گداز چنان عشق آن امام فقید، سراپای وجود همه را لبریز کرده بود که در هیچ دلی جای کس دیگر نبود. البته اگر مواجهۀ مستقیم با توطئه های رسانه های صهیونیزم جهانی نبود که با انواع حیله های شیطانی می کوشیدند تا به مسلمانان القا کنند که «رحلت امام خمینی (ره) یعنی اضمحلال امت و مرگ افکار و نظام و نهضت او»، شاید بسیاری از داغدیدگان هرگز به کنترل عواطف خود موفق نمی شدند و فکر و راه امام خمینی (ره) را در شخص ایشان خلاصه می کردند. به هر حال در آن ایام، کوچک و بزرگ ما بر اثر عشق به امام راحل(ره) فکر و اندیشۀ او را که بارها خطاب به دشمنان جهانی اعلام می کرد: «باید بدانید که نهضت ما قائم به شخص نیست(3)» فراموش کرده بودیم. چه بسا اگر لطف لایزال الهی و نظارت و حتی دخالت مستقیم مولای ما حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفدا) نبود، تا به حال اثری از نهضت و نظام مقدس اسلامی هم باقی نمانده بود.
به مرور زمان که احساسات گداخته آرام گرفت و بسیاری از توطئه های دشمنان و واقعیت جامعه و مشکلات امت اسلامی و نیز احتیاج مبرم به وجود یک امام مطاع و صاحب ولایت مطلقه هر روز آشکارتر شد در همان حال متأسفانه عده ای از دوستان چنان تحت نام امام خمینی (ره) ، به مأیوس کردن مسلمانان از ادامۀ نهضت و شکوفایی انقلاب اسلامی پرداختند که از جو ساخته شده، دو نتیجه – هرچند عمدتاً ناخواسته – حاصل شد. یکی اینکه دشمنان جهانی انقلاب هرچه توانستند از موقعیت پدید آمده در جهت متفرق ساختن و دور کردن مسلمانان از انقلاب و متعاقب آن در زیر سلطه گرفتن ناامیدشدگان بهره برداری کردند و دیگر اینکه در فضای غوغازدۀ داخل کشور کسی به خودش جرئت نمی داد حرفی – هرچند حق و مستدل – بزند که احیاناً در تشدید بهانه گیری غوغا طلبان، مورد استفاده قرار گیرد. مثلاً بارها رسانه های همگانی داخل کشور از ترس گرفتار آمدن در امواج تهمتها، اگر مسلمانی – ایرانی یا غیر ایرانی- بر اثر اعتقاد و ایمان به اصل «امت و امامت» که از امام خمینی (ره) گرفته و مطابق با قانون اساسی جمهوری اسلامی می باشد، تعبیر «امام خامنه ای» را به کار می برد، آن را سانسور کرده و به «آیت الله خامنه ای» مبدل می کردند، گویی – نعوذبالله – به ساحت مقدس مؤمنی اهانت شده است! گرچه بحمدالله جامعه رو به رشد ما از آن تنگناها گذشته و از آن جو رعب انگیز و تهمت آمیز حاکم بر برادران دینی دور شده و امروز تمامی جناحهای اسلامی به زیانهای زائدالوصف «هدر دادن نیروهای خودی» که باعث گسترش نفوذ و سلطۀ همه جانبۀ دشمنان جهانی بر سرنوشت مسلمانان می شود، واقف شده اند و اگر کسی مسأله دینی و قانونی «استمرار امامت» را با گفتن «امام امت» امام خامنه ای مطرح کند، دیگر مورد افترا از جانب مسلمانی واقع نمی شود، لکن برای خیلی ها گفتن و نوشتن «آیت الله خامنه ای» به صورت یک عادت درآمده است و بسیاری از بزرگان ما هم از این عادت مستثنی نیستند.
2- بزرگان ما چنان درگیر مسائل داخلی روزمره شده اند که بسیاری از آنها فرصت و فراغت پرداختن به مسائل ریشه ای و اعتقادی - مانند اصل اساسی «امت و امامت» را ندارند. هرچند که این بزرگان عامل پیروزی انقلاب اسلامی و استحکام نظام و وحدت مسلمانان بوده اند، ولی مدتهاست که متروک و مسکوت مانده اند. اما وقتی انسان این موضوع را با توجه به توطئه های دشمن و احتیاج مبرم امت، با هر کدام از علمای وارسته و دست اندرکاران نظام و دوراندیشان از میان ارباب جراید در میان می گذارد، طبیعی است که از آن پشتیبانی و استقبال می شود. منتها معمولاً هر کدام از این بزرگواران به دلیل تواضع خاص خود، دیگری را برای شروع این امر خیر و مبارک (یعنی گفتن یا نوشتن امام خامنه ای) بر خود اولی می بیند و بیشتر مایل است در این موضوع پیرو باشد تا پیشگام. بعضی از عزیزان هم معتقدند که اول باید مسلمانان خود را به عنوان یک «امت» دریابند و سپس در خواستن و گفتن «امام خامنه ای» پیشقدم بشوند تا قضیه حالت طبیعی و روال مردمی خود را داشته باشد. ضمن تأیید این سخن باید توجه داشت که اولاً در مورد امام خمینی (ره) ، تعیین کنندگان شعارهای مردم در تظاهرات، رهبران روحانی جامعه بودند و بعد از این که رسانه ها به پیروی از آن شعارها لفظ «امام» را در روزنامه ها (و بعداً در صدا و سیما) به کار بردند،‌ به صورت لفظ متداول بین مردم درآمد و تا قبل از تظاهرات تاسوعا و عاشورای سال 57 غالباً الفاظ «آقای خمینی» یا «آقا» در بین مردم رواج داشت و برای اولین بار مسلمانان خارج کشور تعبیر مبارک «امام خمینی» را به کار بردند.
در ثانی عموم طرفداران انقلاب اسلامی در خارج با فرض اینکه مجموعه دست اندرکاران جامعه و نظام اسلامی (روحانی، مجلس دولتی و رسانه ها) تابع رهبرند، همواره خود را تابع مشی آنها دانسته و اکنون هم هنوز منتظر اقدام مسؤولان داخل کشور می باشند. هرچند که بسیاری از مسلمانان خارج با اندیشه امام خمینی در مورد استمرار امامت به عنوان یک مسأله اعتقادی – انقلابی برخورد کرده و با توجه به ثبت آن در قانون اساسی منتظر این و آن نشسته اند. 3- علاوه بر بسیاری از علماء و اندیشمندان غیر ایرانی که گفتن و نوشتن لفظ مبارک«امام خامنه ای» را به عنوان یک شعار و فریضه بکار می برند، علمای ایرانی آگاه و دلسوخته ای نیز وجود دارند که کم و بیش گفتن و نوشتن این تعبیر مبارک را به عنوان یک امر خیر برای نظام و نهضت مسلمانان آغاز کرده اند و به اذن خدا این موضوع هر روز روشنتر شده و آثار پرخیر و برکت آن بزودی در گستره عالم نصیب امت مظلوم اسلامی خواهد شد. (بحول الله و قوته).
4- در فرهنگ دینی ما، همه مسلمانان در قبال هر حق و وظیفه ای که بر زمین مانده و مورد بی توجهی قرار گرفته باشد، مسؤولند و هیچ فرقی میان کوچکترین عضو امت بزرگ محمد (ص) و بزرگان دین و ملت وجود ندارد. زیرا پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (ص) می فرماید: «کلکم راع و کلکم مسؤول» و قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل هشتم خود بنا بر حکم صریح الهی می گوید: « در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت....» بنابراین اگر کسی – هرچه قدر هم که کوچک باشد – دریافت که به عنوان یک عضو از امت اسلامی باید «امام» داشته باشد و داشتن یک امام حق مسلم امت بوده و بزرگترین خیر و برکت را برای مسلمانان به همراه دارد و آن را به عنوان یک نیاز اجتماعی و یک اصل اعتقادی و یک حق قانونی برای خود شناخت – و هیچ کس هم دلیلی بر انکار آن نداشت – این شخص موظف است دیگران را به این خیر و معروف دعوت کند، حتی اگر همه بزرگان نسبت به این خیر و معروف بی توجه مانده باشند.
خلاصه همه کسانی که کم و بیش برنامه های دشمن را از لابلای خطوط و نقوش طراحیهای او دریافته اند، به این نتیجه رسیده اند که مصلحت مسلمانان در این است که اندیشه خالص و زلال «ایجاد امت واحده اسلامی» را بعد از امام خمینی (ره) به فراموشی بسپارند و اولین قدم در راه احیای «امت»، شناخت و معرفی یک امام حی و حاضر است تا حول محور مسلمانان پراکنده که در لبه پرتگاه گودال آتش خیز ظلم و استبداد جهانی قرار گرفته اند، دوباره نجات پیدا کنند. اگر پیروان حق – چنان که پیروان باطل از پیشوایان باطل خود تبلیغ و ترویج می کنند – نیز مبلغ و مروج پیشوای بر حق خود باشند به یقین بر هرچه باطل در جهان است پیروز خواهند شد.
پانوشت
1- و تو یادآوری بکن که یادآوری برای مؤمنان سودمند است: «سوره ذاریات آیه 55»
2- حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی در نامه ای خطاب به امام خامنه ای به تاریخ 5/3/1368 چنین نوشت: « حضرت امام (خمینی) بارها از جناب عالی به عنوان مجتهدی مسلم و نیز بهترین فرد برای رهبری نظام اسلامی مان نام می بردند.»
3- سخنرانی امام خمینی در جمع کارکنان صنعت نفت آبادان- روزنامه اطلاعات 8/2/ 1358

شبهه سوم: شاید خود رهبر راضی نباشد که او را «امام» خطاب کنند. برای به کارگیری لفظ «امام» برای معظم له باید ابتدا از محضرشان کسب اجازه کرد.

پاسخ: هیچ شکی وجود ندارد که رهبر عزیزمان از هر نوع پست و مقام، نام و نشان و لقب و عنوان بیزارند و علاوه بر داشتن سایر امتیازها، دقیقاً‌ به همین دلیل به نیابت آقا صاحب الزمان (عج) پس از عروج امام راحلمان و با تقدیر و تأیید الهی، سرنوشت امت اسلام را بر عهده ایشان نهاده اند. زیرا که «الله اعلم حیث یجعل رسالته» (1) ایشان همان بزرگواری هستند که به رغم رجوع و درخواست بسیاری از مسلمانان داخل و خارج کشور و تقاضای عده کثیری از علمای اعلام از محضرشان برای چاپ و انتشار رساله عملیه، هنوز هم از چاپ و نشر رساله خودداری می ورزند و به یکی از علمای عزیز که مؤکداً از معظم له استدعای چاپ رساله را داشته است، فرموده اند:« آیا رساله منتشر کنم آیا به من هم آیت الله العظمی بگویند؟! مرا همان سید علی خامنه ای بگویند بهتر است از اینکه حتی رهبر و آیت الله بنامند!....»(2) براستی که این شیوه پیشوایان بر حق بوده و همیشه هم خواهد بود. هنوز صدای ملکوتی رهبر کبیر انقلاب و امام فقیدمان (ره) در گوشمان زنگ می زند که می فرمودند: « به من خدمتگزار بگویند، بهتر از این است که رهبر بگویند.» (3)
با این حال مگر کسی برای گفتن «امام» به آن بزرگوار از محضرشان کسب تکلیف کرد که حالا در مورد جانشینان چنین کند؟ آیا حتی اگر کسی از چنین بندگان متواضع و برگزیده ای هم در مورد لقب و عنوان آنها سؤال کند، مگر جواب مثبتی می تواند انتظار داشته باشد؟ اگر این شبهه بهانه ای نباشد، باید حسرت خورد که امامان نهضت و نظام ما بسی فراتر از شیخ عطار (ره) هفت شهر عشق را پشت سر گذاشته اند و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم! در هر حال برای توضیح این اشکال باید گفت که گرچه امام حاضر ما به دلیل تواضع شخصی و نیز عشق و ارادت مریدانه اش به امام و مرادش (امام خمینی)، یقیناً‌ راضی به این نیست که او را مثل سلف صالحش «رهبر» یا «امام» بگویند، ولی خضوع «امام» یک مطلب است و نیاز «امت» و احتیاج «مأموم» به داشتن یک «امام» مطلبی دیگر است.
امام بر حق کسی است که بری باشد از حب دنیا و امت حق پرست جماعتی است که نماز، روزه، زکات، حج، جهاد و حیاتش را به امامت یک فقیه عادل، صالح و متقی برپا می دارد. پیروان اسلام ناب در مکتب فکری امام خمینی (ره) آموخته اند که حتی در زمان غیبت معصوم (ع) هم اگر مسلمانان بدون وجود یک امام بر حق زندگی کنند و بمیرند، از حیات طیبه اجتماعی و مرگ اسلامی خود محروم مانده اند، زیرا که به نقل از رسول مکرم اسلام (ص) : «من مات بغیر امام مات میته جاهلیه»(4). وقتی پیامبر خدا (ص) تأکید می فرماید که اگر حتی دو نفر مسلمان وجود داشت، یکی از آنها امام و امیر است.(5) باید ما توجیه بشویم که هیچ کس حق ندارد مسلمانان را بدون امام و رهبر بگذارد و ادامه حیات طیبه امت اسلامی جز با وجود یک «امام» میسر نمی شود.
در روایتی(6) آمده که وقتی بیش از 10نفر به یک امام جماعت اقتدا کنند، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکب و درختها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمی توانند ثواب یک رکعت از نماز آنها را بنویسند. در جایی که خیر و ثواب حاصل از یک رکعت نماز جماعت چند مأموم، این همه عظمت دارد، خیر و برکت و اجر پاداش دنیوی و اخروی حاصل از اقامه تمامی عبادات و کل حیات امت بزرگ اسلامی به امامت یک امام را با چه میزانی می توان سنجید و با چه بهانه ای می توان از این همه خیر و ثواب صرفنظر کرد؟ ضمناً‌ قابل توجه و تأمل است که در روایت مذکور شرط این همه ثواب را امامت شخص رسول الله (ص) یا یکی از معصومین (ع) ندانسته، بلکه هر امام جماعتی که شروط لازم را داشته باشد، برای خود و جماعتش مستوجب این همه ثواب می شود.
پس پیروی از یک امام برای امت اسلامی یک امر واجب عینی و دائمی است و هر زمانی که دشمنان مکار موفق شده اند امت مسلمان را بدون امام بگذارند، امت، حیات طیبه خود را در تمامی ابعاد زندگی از دست داده است و به مرور زمان، به صورت یک مرده متحرک و بی خاصیت و عاری از اراده و محروم از آزادی و سعادت درآمده است و به قول شاعر، حج بدون رهبر و امام هم باعث ذلت و سرگشتگی است.
هر که تازد سوی کعبه بی دلیل همچو این سرگشتگان گردد ذلیل

پانوشت
1- خدا بهتر می داند که در کجا رسالت خود را قرار دهد (به چه کسی رسالت و مسؤولیت دهد) «سوره انعام،‌آیه 124»
2- مضمون فرمایش امام خامنه ای به نقل از حجت الاسلام و المسلمین آقای اسدی
3- سخنرانی امام خمینی در جمع اعضای شورای اسلامی کارگران مورخ 4/4/1359
4- هر کس بدون امام زندگی کند و بمیرد مانند کسی است که در دوره جاهلیت مرده است: «مُسند احمد». شبیه همین روایت در کتاب دلائل الصدق از منابع شیعه نقل شده است.
5- چنین روایتی در کتب شیعه و سنی نقل شده است. رجوع کنید به کتاب «امامت و رهبری» از علامه مطهری، در همان کتاب روایت «بالامام اتمام الصلواه و الزکاه و الصیام و الحج و الجهاد...» درصفحه 1، 2 نقل شده که البته در زمان غیبت معصوم (ع) انجام این عبادات جز به امامت فقیه جامع الشرایط میسر و مقدور نمی شود.
6- رساله امام خمینی مسأله 1400 

 

نظرات 

 
آبیار
آقا از همان اول لفظ امام راحل عظیم الشان را بکار میبردند یعنی امام حاضری هم هست پی امام راحل . جان به فدایش
نقل قول
 
 
مسیح
در شرایط کنونی وظیفه خود میدانم ایشان راامام خود دانسته وایشان را در هر مکان با نام امام خطاب نمایم
نقل قول
 
 
سید
اقاتواضع وفروتنی دارند ولی وظیفه ما
اینست که به شکل زیباومودبانه ای که
اجازه سوئ استفاده به معاندین ندهد
ایشان راامام خامنه ای بنامیم خداوند
انشالله ایشانرادرپناه خودوتاییدات امام زمان
عج قراردهدوظهوررات عجیل فرماید
نقل قول
 

اضافه کردن نظر